اميرعلياميرعلي، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

اميرعلي

عید شما مبارک

امیرعلی و تعطیلات نوروز 93 امیرعلی در حال تماشای تارزان : سر من چه شکلیه ؟ فک میکنم دایره ایه ... بعد از بیدار شدن و جستجوی کل خونه : امروز تعطیله ولی بابا رفته اداره ! تو اتاقشم نبود حتی ... امیرعلی در حال بازی با بابا : نه بابا ... این بازی قیافه اش اینجوریه ... مامان و بابا در حال گفتگو در خصوص تعویض ماشین هستن که امیرخان می فرمایند :  "به نظر شما من بزرگ شدم چه ماشینی بخرم؟ "  و دقایقی بعد مجدداً فرمودند : "ماشین جدید که خریدین این سمندا بدین به من" در راه بازگشت از عیددیدنی خونه دایی بابا : باید کلاه همیار پلیسما ببرم خونه دایی کچل بابا که پسر پلیس داره ... پ ن : دایی بابا یه بیت شعر د...
14 فروردين 1393

لالا

امیرعلی شدیداً به بالش (لالا) انگری بردز وابسته شده بود و همه جا اونو دنبال خودش می برد. با وجودی که خودش پارچه جدید بن10  راانتخاب کرده بود ولی اصلا اجازه استفاده  از اونا نمی داد. این اواخر هم  لالا شده بود اسب جومونگ ،  سوارش میشد و با تسو مبارزه می کرد ! این وابستگی شدید اصلا خوشایند نبود. منتظر فرصت مناسبی بودم  که زمان کافی برای ترک این عادتش داشته باشم . تعطیلات دهه اول محرم این فرصتو فراهم کرد. شب بعد از خوابیدنش لالای انگری بردز رو با بن10 عوض کردم . پسرخان صبح بیدار شده گریان وناراحت... امیرعلی : لالا کو؟ مامان آزی : (ضمن اشاره کردن به لالای بن10) ایناهاش! امیرعلی: نه، لالای انگ...
22 آذر 1392

جشن تولد سه سالگی

بخاطر مصادف شدن روز تولد امیرعلی با عاشورا ، جشن تولد امسال چند روز زودتر برگزار شد. اینم جشن تولد سه سالگی به روایت تصویر پ *** پ ن : دقیقا شب قبل از جشن، امیرعلی تب شدیدی داشت تا جایی که بخاطر پایین نیومدن تب علیرغم انجام کلیه اقدامات کارمون به اورژانس کشید و تا ظهر روز جشن گل پسر حال خوبی نداشت. بعد از اومدن مهمونا و دیدن کیک و تزئینات و شور و هیجان بقیه، امیرعلی هم یه کمی بهتر شد...     ...
14 آذر 1392

خمیربازی

یکشنبه 10 آذر 92 مدتی بود که دستور خمیر غذایی خیلی خوبی به دستم رسیده بود و با همکاری امیرعلی در مراحل آماده سازی و ورز دادن خمیر،  نان های کلوچه ای خیلی خوشمزه ای می پزوندیم و تکه ای از این خمیر ساعت ها امیرعلی را مشغول می کرد. تا اینکه به ذهنم رسید با رنگ های خوراکی، خمیر را برای گل پسر رنگ کنم و لذا ...       بیشتر ازاینکه خمیربازی کنه عاشق آرد پاشیه   ایشون یک عدد درخت هستن ! ...
14 آذر 1392

رستوران سالیوان

شنبه 9 آذر 92 بعد از دیدن کارتون کارخانه هیولا امیرعلی تصمیم می گیره که به رستوران سالیوان بریم... پ ن : رستوران خوزستان روبروی سینما بهمن  یه ست قاشق، چنگال و چاقو در ابعاد بزرگ روی میزی گذاشته و امیرعلی میگه که اینا مال سالیوانن و این رستوران را هم رستوران سالیوان نامگذاری نموده وقتی هنر عکاسی امیرعلی گل می کند   برای اولین بار تونست اینا را به تنهایی بلند کنه     و بالاخره شازده پسر افتخار دادن برای صرف شام     ...
13 آذر 1392

سلامی دوباره

سلام مامان آزی دوباره  اومده و این بار تصمیم  گرفته وبلاگ گل پسرو زود زود آپ کنه، به امید خدا ... امیرعلی 3 ساله شده، 12 کیلووزنشه و چندمتری هم زبون داره ! بازی Angri birds را تقریبا حرفه ای شده با نرم افزار Paint  و مجموعه بازیای ویندوز 7 براحتی کار می کنه شبکه های تلویزیونی مورد علاقشو کاملا می شناسه مثلا طبق لیست تلویزیون ما شبکه 8 جومونگ شبکه 11 پویا و... در حال حاضر کنترل تلویزیون منحصراً در اختیار ایشونه کارتون هاشو از فلش خودش! مدیریت و پخش میکنه و این فلش همیشه همراهشه دستور دانلود کارتون های مورد علاقه شا صادر می کنه !انقده هم خوشگل میگه "دانلود" کلا بیشتر از این که تو فاز ادبی و هنری ...
9 آذر 1392

شکر نعمت

سوم آذر یکشنبه امیرعلی سرما خورده در حال تماشای تلویزیونه که دستش میخوره تو چشم راستش و دیگه چشمشا باز نمیکنه اون یکی چشمش هم باز نمی کنه و میگه وقتی میخوام این چشمما باز کنم اونم باز میشه و درد میگیره خلاصه مراجعه به پزشک اطفال و به توصیه ایشون چشم پزشکی و کلی استرس و نگرانی و چشم متورم و قرمزی که بازش نمی کنه و این باز نکردن چشم که تا روز چهارشنبه ادامه داشت و تا به تا بودن چشماش بخاطر ورم چشم راست تا امروز ... دردسرتون ندم ،  دیگه خودتون حساب کنین چجوری بوده حال و احوال ما خدایا شکرت که پسرم سالم و سلامته، نعمت از این بالاتر ؟ ...
9 آذر 1392

سریال های مورد علاقه

امیرعلی بعد از تماشای سریال بروس لی ساعت 8 شب : من گروز لیم ، مبارزه کن ... و امیرعلی بعد از تماشای سریال افسانه جومونگ ساعت 10 شب : من جومونگم ، شمشیر بزن ... من باید برم کمک استاد(هموسو) ، تنها مونده ، تیر زدن بهش ...  
30 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به اميرعلي می باشد